السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

937

تعليقات نقض ( فارسى )

بودند رفتم و حال كثير الاختلال او را به آن حضرت عرض نمودم . آن حضرت فرمودند كه : حمار مرا زين كنيد . آنگاه زين كردند و آن حضرت سوار شده متوجّه عيادت سيّد شدند و من همراه شدم تا آنكه نزد سيّد آمديم و جمعى بر اطراف او نشسته بودند . آن حضرت بر بالين او نشسته و گفت : يا سيّد ، پس سيّد چشم را بگشاد و بجانب آن حضرت نگريست ، و چون زبان او ياراى سخن كردن نداشت بسيار بگريست . آن حضرت فرمودند كه او ميل سخن كردن دارد ، در زير زبان دعائى كردند و او فى الحال بسخن درآمد و با آن حضرت گفت : جعلني اللّه فداك أبأوليائكم يفعل هذا ؟ يعنى جان من فداى تو باد آيا باولياى شما چنين ميكنند كه در وقت بيمارى روى ايشان را سياه ميسازند ؟ آن حضرت فرمود كه : قل بالحقّ يكشف اللّه ما بك و يرحمك و يدخلك الجنّة التي وعد اولياءه . پس سيّد حميرى از مذهب كيسانى بمذهب حقّ جعفرى رجوع نمود و هنوز آن حضرت از پيش او دور نشده بود كه مرض او تخفيف يافته برخاست و بنشست » . و نيز وى در همان كتاب و همان ترجمه گفته ( ص 506 ) : « از جملهء اشعارى كه در وقت رجوع بمذهب حق گفته اين چند بيت است : تجعفرت باسم اللّه و اللّه أكبر * و أيقنت أنّ اللّه يعفو و يغفر و دنت بدين غير ما كنت دانيا * به و نهاني سيّد الناس جعفر فقلت : فهبني قد تهوّدت برهة * و الّا فديني دين من يتنصّر فلست بعاد ما حييت و راجعا * الى ما عليه كنت أخفى و اضمر و لا قائلا حي برضوى محمّد * و ان عاب جهّال مقالي فأكثروا و لكنّه ممّا مضى بسبيله * على أحسن الحالات يقفى و يؤثر » بايد دانست كه بزرگان شيعه از قبيل صدوق و مفيد و علم الهدى و من يتلو تلوهم و يحذو حذوهم از ساير علماى ما - رضوان اللّه عليهم - برگشتن سيّد حميرى را از مذهب كيسانى و اهتداء او را بنور هدايت حضرت صادق ( ع ) مسلّم و مقطوع به مىدانند و اين اشعار را كه حميرى ( ره ) بعد از قبول مذهب اثنا عشرى گفته است صحيح و درست